رویکرد ارتباطی تطبیقی:

پویا روشان به این منظور تاسیس نشده که همانند سایر آموزشگاه های دیگر همان روند تکراری آموزشی که سالها در جریان بوده است را ادامه دهد بلکه هدف ما روشی نوین بر پایه مهارتهای مکالمه ای و نه مهارتهای خواندن و نوشتن می باشد

لازم به توضیح است که مهارتهای زبان به دو بخش تقسیم می شوند: مهارتهای اولیه و مهارتهای ثانویه. مهارتهای اولیه مربوط به آوا ها هستند یعنی شنیدن و گفتن، در حالی که مهارتهای ثانویه به نماد هایی که مربوط به این آوا ها هستند اشاره میکنند، یعنی خواندن و نوشتن. مهارتهای اولیه به این علت اولیه نامیده میشوند که باید آنهارا در ابتدا فرا گرفت و این درست مخالف آن چیزی است که تقریبا در همه ی آموزشگاهای دیگر ارائه میدهند. آنها معمولا کار خود را با خواندن شروع میکنند که بدنبال آن نوشتن و پرکردن جاهای خالی می آید، نیازی به گفتن نیست وقتی با خواندن شروع میکنیم بدون اینکه هیچ ایده ی درستی درباره ی آوا ها و ترکیبات آوایی که درزبان بکار میروند داشته باشیم، این کار به نتیجه ی درستی منجر نمی شود و حتی اگر اینطور باشد وقت زیادی از دانشجو را هدر می دهد

به این علت است که متخصصین آموزشی و پداگوژی اکیدا توصیه میکنند که ابتدا باید مهارت های اولیه فرا گرفته شوند و سپس مهارتهای ثانویه و نه به شکل همزمان، در حالی که آنچه که ما در همه ی آموزشگاه ها میبینیم این است که آنها تلاش میکنند هر چهار مهارت را همزمان با هم رشد دهند. پژوهش ها نشانگر آنند که این روش آموزشی نه تنها فرایند یادگیری را طولانی تر میکند بلکه آن را پیچیده تر نیز میگرداند (دکتر عطایی، 1389). با توجه به همه ی اشکالات و نارسایی هایی که در بالا ذکر شد، آکادمی پویا روشان در بکارگیری مکالمه ای ترین متد یعنی”رویکرد ارتباطی – تطبیقی” ، ارائه شده توسط دکتر محمد رضا عطایی زبان شناس و جامعه شناس پیشگام گردیده است

رویکرد ارتباطی تطبیقی

 

 تجربه ای بی نظیر در یادگیری:

همانطور که در عنوان آمده است، این روش برپایه ی دو مولفه ی اصلی قرار دارد: ارتباطی بودن و تطبیقی بودن. ارتباطی بودن به این واقعیت اشاره میکند که زبان کاملا به ارتباط برمیگردد. ارتباط می تواند از طریق آواها یا نمادها برقرار شود

در این روش ویژه ارتباط شنیداری – گفتاری از اولویت ذاتی و طبیعی نسبت به دیگر شکل های ارتباطی مانند نوشتن  برخوردار است. آموزش با ارتباط شنیداری – گفتاری خیلی ساده آغاز میگردد و فرایند آموزش کاملا وابسته به تعامل است و هیچ دانشجویی در هیچ لحظه ای در کلاس به حال خود رها نمی شود. دانشجویان بی وقفه یا در حال شنیدن و یا در حال تکرار جملات و ساختارهای گوناگون در کلاس می باشند. نتیجه ی این متد واقعا باور نکردنی است، 97% دانشجویان رضایت خود از کلاس و دیگر توانایی های ارتباطی را ابراز میکنند

 در پایان اولین دوره با عنوان مکالمات روزمره دانشجویان قادر خواهد بود مکالمات روزمره را در موقعیت های گوناگون انجام دهند و مطابق با درجه بندی دانشگاه کمبریج پس از این دوره شما به سطح Intermediate خواهید رسید. در آموزشگاه های عادی رسیدن به این سطح حداقل 20 دوره طول میکشد که هر دوره حداقل 2 ماه زمان میبرد. دیگر مولفه این روش تطبیقی بودن آن است. این بعد از متد بر پایه ی این واقعیت است که نقطه ی شروع یک مکالمه در ذهن هر انسانی زبان مادری وی میباشد. در حقیقت زبان مادری مانند سیستم عامل یک کامپیوتر عمل میکند، هیچ یک از فایل ها در کامپیوتر نمی توانند بطور مستقل اجرا شوند.تمامی فایل ها تحت نظارت سیستم عامل کار میکنند، بنابرین تمامی فایل ها و موضوعات در ذهن یک انسان تحت نظارت زبان مادری وی عمل میکنند

در نتیجه اگر رابطه ی بین زبان مادری و اطلاعات در زبان مقصد به شکل درستی تعریف شده باشد، دانشجو معادل صحیحی برای تقریبا هر جمله و ساختاری در زبان مادری خود را خواهد داشت و این همان چیزیست که به مفهوم تطبیقی بودن اشاره میکند از این نظر تدریس یک زبان خارجی بصورت تک زبانی، اشتباهی محض است شاید شما زبان مادری دانشجویان را در کلاس نادیده بگیرید ولی این زبان در ذهن آنها به فعالیت خود ادامه خواهد داد! آنها هیچ ابزار دیگری برای فهمیدن ندارند. حالا که زبان مادری دانشجو در ذهنش همچنان فعال است و بهر حال شما نمی توانید آن را نادیده بگیرید، بهتر است آنرا مدیریت کنید تا اینکه به حال خود رها کنید. اگر استاد، فرایند فهمیدن و معادل سازی را مدیریت نکند، ذهن خود شخص تلاش خواهد نمود که آنرا مدیریت نماید اینجاست که مشکلات بروز خواهند کرد. وقتی ذهن، یک ساختار یا واژه یا ترکیبی را نمی فهمد شروع به تلفیق آن با عناصری از زبان مادری خود به شیوه ای نادرست میکند و جدای از آن وقتی زبان مادری در کلاس نادیده گرفته می شود فرایند یادگیری بسیار پیچیده گشته و انرژی زیادی را هدر می دهد. انرژی که دانشجویان صرف یادگیری می کنند ظرف نیم ساعت تحلیل می رود. آنها شروع به از دست دادن تمرکز خود میکنند، درحالی که وقتی شما زبان مادری دانشجویان را در فرایند آموزش بکار ببرید آنها به سادگی خسته نخواهند شد و ویژگی دیگر این روش این است که دانشجو استاد خود را در حال تلفظ واژه ها و جملات مشاهد میکند و این فرایند مشاهده تاثیر شگرفی بر فرایند یادگیری زبان مقصد می گذارد

عامل مهم دیگر در این متد وا داشتن دانشجو به تکرار دوباره و دوباره ی جملات که از برای ان تجربیات گفتاری فراوانی بدست خواهد آمد. هر یک از اندام های درگیردر فرایند مکالمه (ذهن،گوش، دهان) نیاز به تجربه ی انباشتی جهت مشارکت در مکالمه را دارند. مکالمه فرایندی سریع است و اندام ها نمی توانند با سرعت لازم خود را همگام کنند مگر آنکه تجربه ی کافی را در کلاس و با تمرین بیاندوزند. به همین دلیل است که 2 ساعت تمرین در روز برای دانشجویانی که مایلند به ما بپیوندند یک نوع باید است

در نتیجه اگر رابطه ی بین زبان مادری و اطلاعات در زبان مقصد به شکل درستی تعریف شده باشد، دانشجو معادل صحیحی برای تقریبا هر جمله و ساختاری در زبان مادری خود را خواهد داشت و این همان چیزیست که به مفهوم تطبیقی بودن اشاره میکند از این نقطه نظر تدریس یک زبان خارجی بصورت تک زبانی اشتباهی محض است شاید شما زبان مادری دانشجویان را در کلاس نادیده بگیرید ولی این زبان در ذهن آنها به فعالیت خود خواهد داد! آنها هیچ ابزار دیگری برای فهمیدن ندارند. حالا که زبان مادری دانشجو در ذهنش همچنان فعال است و بهر حال شما نمی تواند آن را نادید بگیرد بهتر است آنرا مدیریت کنید تا اینکه به حال خود رها کنید. اگر استاد فرایند فهمیدن و معادل سازی را مدیریت نکند، ذهن خود شخص تلاش خواهد نمود که آنرا مدیریت نماید اینجاست که مشکلات بروز خواهند کرد. وقتی ذهن یک ساختار یا واژه یا ترکیبی را نمی فهمد شروع به تلفیق آن با عناصری از زبان مادری خود به شیوه ای نادرست میکند و جدای از آن وقتی زبان مادری در کلاس نادیده گرفته می شود فرایند یادگیری بسیار پیچیده گشته و انرژی زیادی را هدر می دهد.انرژی که دانشجویان صرف یادگیری می کنند ظرف نیم ساعت تحلیل می رود. آنها شروع به از دست دادن تمرکز خود میکنند، درحالی که وقتی شما زبان مادری دانشجویان را در فرایند آموزش بکار ببرید آنها به سادگی خسته نخواهند شد و ویژگی دیگر این روش این است که دانشجو استاد خود را در حال تلفظ واژه ها و جملات مشاهد میکند و این فرایند مشاهده تاثیر شگرفی بر فرایند یادگیری زبان مقصد می گذارد

عامل مهم دیگر در این متد وا داشتن دانشجو به تکرار دوباره و دوباره ی جملات که از برای ان تجربیات اندامی فراوانی بدست خواهد آمد. هر یک از اندام های درگیردر فرایند مکالمه (ذهن،گوش، دهان) نیاز به تجربه ی انباشتی جهت مشارکت در مکالمه را دارند. مکالمه فرایندی سریع است و اندام ها نمی توانند با سرعت لازم خود را همگام کنند مگر آنکه تجربه ی کافی را در کلاس و با تمرین بی اندوزند. به همین دلیل است که 2 ساعت تمرین در روز برای دانشجویانی که مایلند به ما بپیوندند یک باید است

در این روش ویژه ارتباط شنیداری – گفتاری از اولویت ذاتی و طبیعی نسبت به دیگر شکل های ارتباطی مانند نوشتن و خواند برخوردار است. آموزش با ارتباط شنیداری – گفتاری خیلی ساده آغاز میگردد و فرایند آموزش کاملا وابسته به تعامل است و هیچ دانشجویی در هیچ لحظه ای در کلاس به حال خود رها نمی شود دانشجویا بی وقفه یا در حال شنیدن و یا در حال تکرار جملات و ساختارهای گوناگون در کلاس می باشند. نتیجه ی این متد واقعا باور نکردنی است، 97% دانشجویان رضایت خودرا از کلاس و دیگر توانایی های ارتباطی را ابراز میکنند