انتقاد دیگر این است که برای معلمین خیلی دشوار است که رویکردها و روش ها را به شیوهای به کار بگیرند که دقیقا منعکس کننده اصول زیربنایی آن روش باشد، سوافار، آرنز، و مورگان(Swaffar, Arens, and Morgan) (۱۹۸۲ ) چنین نظر می دهند:

یک مشکل دایمی این است که آیا معلمین دخیل در ارائه مطالبی که برای یک روش خاص ساخته شده اند، در واقع فلسفه های زیربنایی این روش ها را در تمرینات کلاس درسی منعکس می کنند یا نه. سوافار و همکارانش این موضوع را مورد بررسی قرار دادند که چگونه معلمینی که روش های گوناگونی را به کار می برند، آنها را در کلاس درس اجرا می کنند، و دریافتند که بسیاری از تمایزات که در مقایسه روش ها به کار می رود – به ویژه آنهایی که براساس فعالیت های کلاس درسی استوار هستند . در عمل موجود نیست:

ادامه ی مطلب

رویکردها و روش ها اغلب براساس این فرض استوارند که فرایندهای یادگیری زبان دوم کاملا فهمیده و شناخته شده هستند. بسیای از کتاب های نوشته شده توسط صاحب نظران روش انباشته از ادعاها و تقریراتی در باره اینکه مردم زبان را چگونه یاد می گیرند، هستند؛ و تعداد بسیار کمی از آنها براساس پژوهش در فراگیری زبان دوم، یا از لحاظ تجربی آزمایش شده، قرار دارند

ادامه ی مطلب

از مطالعه و بررسی رویکرد ها و روش های ارایۀ شده  ، مشاهده شد که تاریخچه اموزش زبان در صد سال گذشته با ویژگی جستجو برای شیوه های موثر تر آموزش زبان های دوم یا خارجی مشخص می شود . متداول ترین راه حل برای ” مشکل آموزش زبان ” ، انتخاب یک رویکرد یا روش جدید محسوب شد .

ادامه ی مطلب