در این صفحه از کمیاب ترین لغات و واژگان زبان انگلیسی به همراه مثال های کاربردی و تلفظ دقیق آن استفاده شده است. همچنین عکس مربوط به آن باعث می شود که کلمه ی مورد نظر در ذهن فردی که آموزش زبان را آغاز کرده تثبیت شود. این ویژگی باعث می شود که علاوه بر شیوه نوشتاری، حافظه ی تصویری نیز در یادآوری کلمه به شما کمک کند. توجه داشته باشید که این لغات و عکس ها با تلاش و سخت کوشی کادر پویاروشان گردآوری شده تا شما عزیزان با بهره وری مفید از آن به زبان انگلیسی خود قوت ببخشید. برای اینکه کلمات به حافظه بلند مدت شما راه پیدا کنند توصیه می شود سعی کنید با هر کلمه جمله سازی کنید تا بتوانید به صورت کاربردی نیز یادگیری آن را فرا بگیرید.

برای مشاهده کلمات بیشتر کلیک کنید…

Join

(verb)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Join (verb)

پیوستن

Example:

I would join what is known as the simplicity movement.

Swamp

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Swamp (noun)

مرداب

Example:

They usually breed in marshes and brushy swamps with some open water, dense, low vegetation, and perches for singing.

Illness

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Illness

بیماری

Example:

He couldn’t come on account of his illness.

Category

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Category (n)

دسته بندی

Example:

To browse our site by quote category.

Disappoinment

(verb)

ناامیدی

Example:

The restaurant was closed, to my great disappointment.

Pretend

(verb)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Pretend (v)

وانمود کردن

Example:

I closed my eyes and pretended I was asleep.

Mourning

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Mourning (noun)

عزاداری

Example:

She is still in mourning for her dead husband.

Attachment

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Attachment (noun)

ضمیمه

Example:

He formed an attachment with a young widow.

Pain

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Pain (noun)

درد

Example

It caused her so much pain.

Alarm

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Alarm

هشدار

Example:

Each alarm can have multiple schedules.

Beef

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Beef

گوشت گاو
Example:
He had busted him on a robbery beef involving a cellular phone.

Brain

(noun)

آکادمی پویاروشان - دکتر عطایی - Brain

مغز

Example:
Everyone knows who my brother is because he’s a real brain.

5/5 ( 1 بازدید )

نظر خود را درج کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *