هر چقدر هم که زبان انگلیسی بلد باشید باز هم برای صحبت کردن شیوا و رسا به زبان انگلیسی باید از اصطلاحات بهره ببرید . مکالمات رومزه نیز به نوعی وابسته به اصطلاحات است . مثلا کمتر پیش می آید که بگوییم : ” من رو انقدر اذیت نکن که عصبانی بشوم” اما در مکالمات روزمره می گوییم که ” اون روی سگ منو بالا نیار ! ” موارد زیر به شما کمک میکند که راحت تر اصطلاحات انگلیسی را یاد بگیرید و معنی آنها در زبان فارسی را درک کنید

برای مشاهده دسته های دیگر اصطلاحات کلیک کنید 

Live it up

عیش و نوش کردن و نهایت لذت را از زندگی بردن

Example:

He’s alive and well and living it up in the Bahamas.

Live rough

زندگی سختی داشتن، بی خانمان زندگی کردن

Example:

The government’s aim is to have the number of people living rough halved in five years’ time. 

Lives like a lord

در رفاه زندگی کردن

Example:

He lives like a lord, you should see his house. 

Live in the lap of luxury

در رفاه زندگی کردن

Example:

John lives in the lap of luxury because his family is very wealthy. 

Live beyond (one) means

ولخرجی کردن، بیشتر از درآمد خرج کردن

Example:

They’ve been living beyond their means for some time now.

In the fast lane

هیجان انگیز و پرمخاطره زندگی کردن

Example:

He lived life in the fast lane when he was young.

Sow one’s wild oats

در جوانی عیاشی کردن، خوش گذرانی کردن

Example:

He sowed his wild oats before settling down. 

The rat race

 زندگی مدرن و رقابت مردم بر سر مقام و ثروت

Example:

He decided to get out of the rat race, and went to work on a farm.

(Rub shoulders (with

معاشرت کردن

Example:

She claims that she rubs shoulders with royalty all the time.

Keep up with the Joneses

چشم و هم چشمی کردن

Example:

She bought an expensive car because she wants to keep up with the Joneses.

On the bread-line

در صف نان ایستادن (برای افراد خیلی فقیر به کار می رود)

Example:

Most students are on the breadline.

Rush off one’s feet

۱. مشغول بودن

۲. از کسی کار کشیدن

Example:

I’ve been rushed off my feet all morning.

In the jet set

طبقه ی مرفه جامعه

Example:

Donald trump is one of the most famous in the jet set of america

To paint the town red

خوشگذرانی کردن

Example:

Let’s go out tonight and paint the town red. 

A night owl

شب زنده دار، کسی که شب ها تا دیروقت بیدار می ماند

Example:

In my younger years, I was quite a night owl. 

Into the early hours

بیدار ماندن تا ساعات اولیه صبح

Example:

We sat up talking until the early hours.

Up with the lark

سحرخیز بودن

Example:

I wanted to leave early, so I was up with the lark. 

Burned the candle at both ends

بیش از حد کار کردن طوری که به سلامتی آسیب برساند

Example:

I can’t burn the candle at both ends forever. You have to help me. 

Put down roots

به مدت مدیدی در مکان ثابتی زندگی کردن، زندگی پایداری داشتن

Example:

I think it’s time I put down my roots.

A rolling stone 

کسانی که همیشه در حال مسافرت هستند و مدام در شغل خود را عوض می کنند

Example:

Hal was a bit of a rolling stone before he married and settled down.

0/5 ( 0 نظر )

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *