اگرچه آموزش زبان توانش محور مورد اقبال بخش های بزرگی از رشته انگلیسی به عنوان زبان دوم قرار گرفته، ولی انتقاداتی نیز بر آن وارد است. این انتقادات هم از لحاظ عملی و هم از جنبه فلسفی است. تولفسون (۱۹۸۶) چنین بحث می کند که در واقع هیچ روية معتبری برای بسط فهرست توانایی در اکثر برنامه ها وجود ندارد…

ادامه ی مطلب

مثال هایی از اینکه چگونه می توان این اصول را در عمل به کار برد، در برنامه آموزش مهاجران استرالیایی مشاهده شد که یکی از بزرگترین سازمان های ارائه کننده آموزش به مهاجران در دنیا است.

این برنامه دستخوش شماری از تغییرات فلسفی از اواسط دهه ۱۹۷۰ بوده، و از برنامه ریزی برنامه تحصیلی تمرکز یافته محتوا محور و برنامه تحصیلی ساختاری در اواخر دهه ۱۹۷۰ شروع کرده، و به برنامه ریزی زبان آموز محور با محدودیت بر نیازهای زبان آموزان با تنوع روش ها و مطالب در دهه ۱۹۸۰، و اخيرا نیز با ارائه چهارچوب های برنامه درسی توانش محور تغییر شکل یافته است (برنز و هود).

ادامه ی مطلب

– از سرپرست بخواهید که کار را چک کند.

ـ اتمام آن وظیفه را به سرپرست گزارش کنید.

– لوازم (کاری) را بخواهید.

– بپرسید که ابزار کجاست: از دستورالعمل شفاهی برای یافتن جای یک ابزار پیروی کنید.

– از دستورات شفاهی ساده برای پیدا کردن مکانی، پیروی کنید.

– جداول، نمودارها، برچسب ها، یا دستورالعمل های کتبی را برای انجام دادن آن وظیفه بخوانید.

ادامه ی مطلب

داکینگ (۱۹۹۴) خاطرنشان می سازد که رویکرد سنتی برای تدوین برنامه درسی شامل استفاده از فهم شخص از موضوع به عنوان پایه ای برای طراحی برنامه درسی است. شخص با آن رشته و موضوعی که می خواهد تدریس کند، شروع می کند (برای مثال، تاریخ معاصر اروپا، بازاریابی، درک مطلب شنیداری، با ادبیات زبان فرانسه) و سپس مفاهیمی، اطلاعات و مهارت هایی را که در آن رشته موجود است، انتخاب می کند. بعد یک برنامه درسی و محتوای دوره درسی براساس آن موضوع، تدوین می شود…

ادامه ی مطلب

آموزش زبان توانش محور بر اساس یک دیدگاه نقش گرا و تعاملی در باب ماهیت زبان، استوار است. این نوع آموزش در جستجوی تدریس زبان در رابطه با بافت های اجتماعی است که زبان در آنها به کار می رود. زبان همواره به عنوان ابزار تعامل و ارتباط در بین مردم و برای رسیدن به اهداف و مقاصد معینی به کار می رود…

ادامه ی مطلب

بنابراین، آموزش توانش برشالوده مجموعه ای از محصول ها استوار است که از تحلیل وظایفی که معمولا از دانش آموزان در موقعیت های واقعی خواسته می شود، نشأت گرفته است.

 آموزش زبان توانش محور(CBLT) به کارگیری اصول آموزش توانش محور در آموزش زبان است. چنین رویکردی در اواخر دهه ۱۹۷۰ به صورت گسترده اتخاذ شده بود، و به ویژه به عنوان برای طراحی برنامه های آموزش زبان که برای افراد بزرگسال بود و زبان آموزی مربوط حرفه آنان با باقی ماندن در جامعه مقصد می شد…

ادامه ی مطلب

پیشینه اکثر روش ها و رویکردهای توصیف شده در این کتاب تأکید بر روی درون داد در آموزش زبان دارند. فرض بر این است که با بهتر کردن برنامه درسی، مطالب آموزشی، و فعالیت های آموزشی، و یا با تغییر نقش زبان آموزان و معلمین، یادگیری زبانی مؤثرتری رخ خواهد داد.
در مقایسه آموزش توانش محور (CBE)، یک نهضت آموزشی است که تأکید بر روی محصول ها یا برون دادهای یادگیری در بهبود برنامه های آموزش زبان دارد. “آموزش توانش محور عطف به آنچه از زبان آموزان انتظار می رود تا با زبان انجام دهند، دارد…

ادامه ی مطلب

افزودن بر این، طرفداران روش ها ، با هم یک اجتماع حرفه ای را که دارای هدف، ایدیولوژی و زبان صنفی خاص خودشان است، می سازند؛ این باعث می شود که طرفداران روش دارای گروه منجسم معلمین باشند که آنان می توانند تجربیات و ایده های خود  را با معلمین دیگر در میان بگذارند. همچنین روش ها را می توان به منزله یک منبع غنی از فعالیت ها دانست که برخی از آنها را میتوان بدون توجه به به ایدیولوژی  اصلی، مورد جرح و تعدیل قرار دارد و در نهایت اتخاذ کرد.

ادامه ی مطلب

هم رویکرد و هم روش اغلب تا حدی ارتقاء داده می شود که آنها را راه حل هایی همه منظوره برای مشکلات آموزشی می دانند که می توان در هر جایی از دنیا و تحت هر شرایطی اعمال کرد. معلمین در راستای تلاش در اعمال رویکردها با روشها، برخی اوقات آنچه را که نقطه شروع در طراحی برنامه درسی زبان است، نادیده میگیرند: یعنی توجه دقیق به بافتی که در آن تدریس و تعلیم صورت می پذیرد که در بر گیرنده بافت فرهنگی، بافت سیاسی، بافت محلی آموزشگاهی، و بافت ایجاد شده توسط معلمين و زبان آموزان در کلاس درس است.

ادامه ی مطلب