دستور گشتاری (Transformational grammar) که همچنین به (Transformational-generative Grammar) معروف است، یک سیستم تحلیل زبان است که رابطه میان عناصر مختلف یک جمله و جملات صحیح یک زبان را شناسایی کرده و از فرآیندها یا قوانینی ( که بعضی از آنها را گشتار مینامیم) برای بیان این روابط استفاده میکند.

ادامه ی مطلب

در مورد وسایل نقلیه ، اگر نام وسیله نقلیه تنها باشد و واژه دیگری  در کنار آن نباشد و واژه دیگری به آن اضافه نشده باشد،حرف اضافه  “by”  برای هر وسیله ای استفاده می شود . اما اگر واژه دیگری به نام وسیله نقلیه اضافه شده باشد ، بسته به نوع وسیله نقلیه حرف اضافه های مختلفی بکار می رود . در این حالت ، اگر وسیله نقلیه عرشه داشته باشد و بتوان در آن حرکت کرد ، مثل قطار ،کشتی ، هواپیما و … حرف اضافه “on” مناسب خواهد بود ، اما اگر وسیله نقلیه عرشه نداشته باشد و نتوان در آن حرکت کرد ، مثل تاکسی ، ماشین ، … حرف اضافه “in”  مناسب خواهد بود.

ادامه ی مطلب

Have a mind of his own

به نظر برسد دستگاه یا شی مستقل از فردی عمل کند

Example:

This shopping trolley has a mind of its own.

Pig-headed

حمایت بی حد از یک نظر و نادیده گرفتن نظرات دیگه

Example:

He could be pigheaded at times, but his sense of justice was as keen as a whip.

What makes him tick

دلیل رفتار متقابل

Example:

I’ve never been able to understand what makes him tick.

Streets ahead

?

Example:

?

Have his head screwed on

رفتار عملی و عاقلانه

Example:

Ask Lois to help – she’s got her head screwed on the right way.

Have a chip on his shoulder

احساس غیر عادی بودن و عصبی شدن از این موضوع

Example:

He’s got a chip on his shoulder about not having been to university.

The odd one out 

فرد یا چیزی متفاوت که یک گروه را تشکلیل میدهد

Example:

Guess which number of the following sequence is the odd one out.

A chip off the old block

?

Example:

?

Level-headed

ارام و قادر به مواجه شدن با موقعیت های دشوار

Example:

?

Full of beans

داشتن شور و شوق زیاد

Example:

I’ve never known anyone be so full of beans before breakfast.

A dark horse

کسی که مهارت ها و ایده های خود را مخفی نگه میدارد حتی با داشتن مهارت های زیاد در آن کار

Example:

Anna’s such a dark horse – I had no idea she’d published a novel.

برای جواب به سوالات ?how much و ?how many ، کمیت سنج‌های مشخصی همراه با اسامی قابل شمارش (friends, cups, people)، و برخی دیگر همراه با اسامی غیرقابل شمارش (sugar, tea, money)، و بقیه با همه انواع اسامی به کار میروند.

ادامه ی مطلب

A golden handshake

حق بازنشستگی

Example:

He got a golden bandshake.

Nest egg

پس انداز کردن

Example:

He had to break into his nest egg.

Feel the pinch

محدودیت ها مالی

Example:

He felt the pinch.

Tighten (one’s) belt

صرفه جویی در هزینه ها

Example:

He had to tighten his belt.

Make (both) ends meet

؟

Example:

He found it hard to make ends meet.

On a shoestring

محدودت مالی

Example:

He lived on a shoestring.

Live (from) hand to mouth

دستش به دهنش میرسه 

Example:

He lived from hand to mouth.

Keep (one’s) head above water

؟

Example:

He just managed to keep his head above water.

Keep the wolf from the door

وضعیت مالی بخور نمیر

Example:

He kept the wolf from the door.

In the red

بدهی داشتن

Example:

He was in the red.