I’ve got a lot on my plate

خیلی سرم شلوغ، خیلی کار دارم

Example:

just have a lot on my plate right now while I’m finishing up my degree and doing this huge projectfor work.

I’m up to my ears in work

تا خرخره تو کارم

Example:

She’s up to her ears in debt.

Keep (one) on (one’s) toes

مثل قدیما

Example:

This job really keeps me on my toes.

Keep (one’s) nose to the grindstone

سخت کار کردن برای مدت طولانی

Example:

She kept her nose to the grindstone all year and got the exam results she wanted.

Throw (one) in at the deep end

برای تحمیلیا اعمال زور برای انجام کاری بسیار پیچیده و ناآشنا، به خصوص ناگهان و بدون راهنمایی، کمک یا آماده سازی

Example:

had never worked in sales before, but my boss threw me in at the deep end, and I learned quickly.

Take something in (your) stride.

با آرامش با چیز ناخوشایند مقابله کنید و اجازه ندهید بر شما تاثیر بگذارد 

Example:

Somehow the kids took all the confusion in stride.

Take to something like a duck to water

برای بیان اینکه شما چیزهای جدید را خیلی ساده یاد میگیرید، انگار خیلی وقت است که آن کار را انجام می دهید. استعداد داشتن 

Example:

He took to fatherhood like a duck to water.

Set/put (one’s) mind to sth

ذهنم متمرکز میکنم روش

Example:

If you’d just put your mind to it, I’m sure you could do it.

Go through/over sth with a fine-tooth comb

تاکید بر جستجو و بررسی با دقت آن

Example:

We went over that area with a fine-tooth comp.

Leave no stone unturned

 

Example:

He left no stone unturned in his search for his natural mother.

ضمایر جایگزین اسامی هستند. بنا بر دو عنصر، ضمایر متفاوتی لازم اند: اسمی که جایگزین آن میشوند و نقشی که آن اسم در جمله دارد. در انگلیسی، در حالت سوم شخص مفرد، ضمایر فقط جنسیت اسمی که جایگزینش میشوند را میگیرند. ضمایر دوم شخص جمع مانند دوم شخص مفرد هستند، به جز در ضمایر انعکاسی.

ادامه ی مطلب

عبارات موصولی بخشهای غیر ضروری یک جمله هستند. به معنا می‌افزایند، اما اگر حذف شوند، جمله همچنان از نظر دستوری درست است. در انگلیسی دو نوع کلی عبارت موصولی داریم. مهم است که بین آنها تمییز قائل شویم چرا که بر انتخاب ضمیری که عبارت را معرفی میکند، اثر دارد. صفحه‌ای با جزئیات بیشتر درباره جایگذاری حروف اضافه در عبارات موصولی داریم.

ادامه ی مطلب

عبارت های نسبی یک قسمت غیر ضروری جمله است . غیر ضروری بدین معنا است که اگر آنرا حذف کنیم جمله باز هم کامل است و مشکلی از نظر گرامری پیدا نمی کند اما ممکن است اطلاعات و معنای مجمله کاهش پیدا کند . عبارت های نسبی به دو شکل در زبان انگلیسی وجود دارند .

ادامه ی مطلب

همانطور که از نام این مبحث مشخص است ، عبارت های نسبی غیر تعریفی به ما راجب یک چیز یا شخصی اطلاعاتی می دهد . اما اطلاعاتی که ما از این عبارات دریافت می کنیم هیچ کمکی به درک مفهوم موضوع مورد بحث نمی کند . به این مثال دقت کنید : گوریل ها که اندازه بزرگی دارند و در آفریقا یافت می شوند ، گاهی اوقات در باغ وحش نیز وجود دارند . 

ادامه ی مطلب

نقطه یکی از ساده ترین علامت های نشانه گذاری در جملات است که قطعا از آن استفاده کرده اید . همانطور که میدانید نقطه مثل چاقویی است که جملات را به اندازه مورد نیاز از یکدیگر جدا می کند . بطور کلی شما میتوانید جملات را زمانی که از نظر منطقی و ظارهری درست به نظر میرسد با استفاده از نقطه به پایان برسانید.

ادامه ی مطلب

زمانی که شما از ویرگول استفاده می کنید چند قاعده کلی را هم همزمان میپذیرید . اگرچه که در زبان انگلیسی راه های متفاوتی برای استفاده از ویرگول پیدا میکنید . در واقع از ویرگول برای ایجاد تاکید بر یک مورد یا نقطه عطف حتی برای معنی استفاده میشود . 

ادامه ی مطلب

خط ربط دو یا چند کلمه را به یکدیگر محلق میکند . در صورتی که خط تیره دو عبارت را از یکدیگر جدا میکند . این دو هر از گاهی اشتباه بکار برده میشوند و منشا این اشتباه شباهت ساختاری این دو است . ولی کاربرد این دو کاملا متفاوت است . خط های ربط نیازی به فاصله در قبل یا بعد خود ندارند . در صورتی که خط های تیره در هر دو سمتشان فاصله دارند . 

ادامه ی مطلب